{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" مادر " مرا ببخش درد بدنم بهانه بود !

" مادر " مرا ببخش درد بدنم بهانه بود !

کسی رهایم کرده بود...

که صدای بلند گریه ام؛

اشک هایت را در آورد...!!!

n.A
دیدگاه ها (۸)

★彡   Part 64 彡★ چون من عاشق بودم!عاشق کیم تهیونگ.عاشق کسی که...

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

پارت ۸

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط