{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرخوانده

پدرخوانده
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۳
وسایلم را جمع کردم از لیسا خدافظی کردم ورفتم تو دفتر خانم کیم
∆وسایلت را جمع کردی
+بله
-راه بیوفت تا بریم(❄️)
+چشم
ره افتادم رفتیم سوار ماشین شدیم ورفتیم همینطوری به بیرون زول زده بودم که اقاهه یا حالا پدر حرف زد
-چندسالته کوچولو
+من کوچولو نیستم
-هستی
+نیستم
-هستی
+نیستم
-هستی
+ای بابا خب باشه من کوچولو
-افرین حالا سن
+ایششش۱۵سالمه تو چندسالته
-منم۲۵سالمه
+عا خوبه شغلت چیه
-نمیخواد بدونی
دیدگاه ها (۶)

پدرخواندهـــــــــــــــــــــــــــپارت۴+بزار تا بگم چی بهت...

پدرخواندهـــــــــــــــــــــــــــــپارت۵پرش زمانی به۱سال ...

پدر خوانده ـــــــــــــــــــــــــــــپارت۲ویوجونگ کوکاز خ...

پدرخواندهــــــــــــــــــــــــــــپارت۱ویویوریصبح از خواب...

وحشی پارت 2+18ویو ات: داشتم میرفتم بالا که در خونه رو زدن رف...

#گابلین Part14میشینن رو صندلی استاد : خب برگه ها رو میدم شرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط