{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا.ت ویو

ا.ت ویو
برگشتیم عمارت کاغذی که جواب آزمایش بود و تو دستم نگه داشته بودم اینهمه ذوق داشتم برای فردا ساعت پنج بود
ا.ت: الی اگر چیزی بهشون بگی با همین دستام خفت میکنم
الی: باشه
رفتم لباسمو درآوردم اومدم پایین کاغذ و گذاشته بودم تو کشو
جونگ کوک:بچه موافقید فیلم ترسناک ببینیم
ا.ت: آخه این کوچولو چی اگه بترسه چی(زیر لب گفت طوری که هیچکس نفهمه)
تهیونگ: من که موافقم
الی: منم همینطور
جونگ کوک: ا‌.ت تو چی
ا.ت: منم موافقم
همه نشستیم رو مبل جونگ کوک فیلم و گذاشت اوه فیلمه سه ساعته ولی خو برام اهمیت نداشت بعد از دیدن فیلم خیلی گرسنمون بود برای همین رفتیم غذا خوردیم
منم که دلم میخواست زودتر فردا شه زود خوابیدم
دیدگاه ها (۳)

(پارت آخر)فردا صبح ا‌ت ویواز خواب بلند شدم با ذوق رفتم صورتم...

ا.ت ویوسلام من ا.تم با دوستم لیا خدمتکاره عمارت مین یونگی با...

دو روز بعد ا.ت ویوچند وقتی میشه حالم بد میشه سرم گیج میره ول...

ا‌.ت ویوبا حرفی که تهیونگ و جونگ کوک زدن تعجب کردم جونگ کوک:...

وقتی باهاش..... درخواستی

پارت ۱۶🖤❤️خوناشام خشن من ❤️🖤ادامه ی ویو ا/تا/ت : غذا درست کن...

پارت ۴🖤❤️خوناشام جذاب من❤️🖤جونگ کوک: امممم آره ا/ت : شغلت چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط