از تو سکوت مانده و از من صدای تو
از تو سکوت مانده و از من صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو
حرفی که خالی ام کند از سالها سکوت
حسی که باز پر کُنَدَم از هوای تو
این روز ها عجیب دلم تنگ رفتن است
تا صبح راه می روم پا به پای تو
در خواب حرف میزنم و گریه میکنم
بیدار می کنند مرا دست های تو
هی شعر مینویسم و دلتنگ میشوم
حس می کنم کنارمی و آه جای تو
این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذ ار در سکوت بمیرم برای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو
حرفی که خالی ام کند از سالها سکوت
حسی که باز پر کُنَدَم از هوای تو
این روز ها عجیب دلم تنگ رفتن است
تا صبح راه می روم پا به پای تو
در خواب حرف میزنم و گریه میکنم
بیدار می کنند مرا دست های تو
هی شعر مینویسم و دلتنگ میشوم
حس می کنم کنارمی و آه جای تو
این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذ ار در سکوت بمیرم برای تو
- ۴.۵k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط