{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدونم چی شد که تو ماشین خوابم برد

نمیدونم چی شد که تو ماشین خوابم برد
وختی بیدار شدم...توی بغله تهیونگ بودم
اروم از بغلش بیرون اومدم
توی یه خونه ی درختی بودیم خیلی گیج شده بودم به سمت درب رفتم اما بسته بود
که چشمم به گوشیه ته افتات میدونستم رمزش تاریخ تولدمه پس زدمشو شمارع ی بیونگو گرفتم و بهش پیام دادم

پیام:
بیونگ،یونام وخت کم دارم پس کاری رو که میگم به خوبی انجام بده،،توی اتاقم یه کمد هست کشوه اولی رو باز کنو پاسپورتمو بردار،برام یه بلیت پرواز به امریکا رو جور کن امشب ساعت ۱۰ از طریق جی پی اس جامو پیدا کنو بیا دمبالم اما مواظب باش.



بعده فرستادنش پیامو پیشع تهیونگ خذف کردم برای اینی که شک نکنه دوباره کنارش خابیدم..



ساعت حدود ۹ شب بود که بیدار شدم
_اه..چقدر خوابیدم
ته کنارم نبود،وختی سرمو بلد کردم دیدم داره میاد سمتم تنم از ترس لرزید

+حالت خوبه
_ها..ا..اره
+یونا...میدونم خیلی ناراحتت کردم...ولی..من واقعن دوست دارم ...
_تو..خیلی تغیر کردی ته من دیگ نمیتونم بشناسمت
+یونا...اون بچه ی توی شکمت...
_از خونته کیم تهیونگ..
+چ..چی؟
_اون شب بهم تجاوز کردی انقدر زود یادت رفت
+من.. میدونم به بیونگ پیام داری که بیاد دمبالت...




پارت ۳۴
دیر میزارمممممم
دیدگاه ها (۰)

+نگران نباش...اجازه میدم بری.._چ..چی اجازه میدی که برم؟؟؟+ار...

_ولم کنننن...بیونگ دستمو ول کننننننبیونگ همچنان تورو به زور ...

+این دیگه چه کوفتیه؟برش داشت و بهش نگا کرد بعد چند ثانیه ای ...

فورن از بغلش بیرون اومدمو بلند شدم(ته ویدیو)دمباله ادرس رفتم...

تکپارتی درخواستیوقتی شب فیلم ترسناک میبینین و...اتامروز روز ...

آیدل زیبای من پارت ششم همین فقط و فقط همینتهیونگ باید به خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط