{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲
امروزم دارم با ته میرم دانشگاه و من فقط توی راه مدرسه میتونم با ته باشم و یه کلبه داریم که اونجا رو خریدیم شریکی اونجا کارمون رو انجام میدیم...
الانم یه دوش گرفتم و بالم لبه توت فرنگی مو زدم
و موهامو شونه کردم و عطر مورد علاقه ی ته رو زدم

ته اومد


کوک:سلام ته چطوری؟ عِش...همکلاسیم

ته: سلام کوچو....همکلاسی مرسی خوبم

کوک:بریم آماده ام

ته:باشه

راهی مدرسه شدند

کوک: راستی ته امروز بریم کلبه آشپزی کنیم ...؟

ته:فقط آشپزی؟ (نگاه شیطانی)

کوک: آره بی ادب (اخم کیوت)

ته:باشه (ناراحت)

رسیدند به مدرسه کلاسشون باهمه ولی پیش هم نمی‌شینن
برای اینکه کسی شک نکنه

این پارت شرط نداره 🫠
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳زیننگگگگگگگ زنگ خونه به صدا در اومد کوک:هوی ته 👋بیا دم...

پارت ۱ سلام من اسمم کوکه دلباخته ی ته ام ما توی دهکده ای زند...

بچه ها از این به بعد فیک هم میزارممممم.....امید وارم دوست دا...

« قلدر عاشق»« پارت هشتم »وقتی رسیدن مدرسه دیدن یونگی و جیمی...

تهیونگ ات رو دید که میخواست بره بیرون سریع گفت: ات...ات: بله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط