YOU BELONG TO ME
YOU BELONG TO ME
(ساعت ۶ و نیم به وقت نیویورک)
ویو ات
تقریبا دیگه آماده شده بودم و جلوی آینه داشتم آرایشم رو مرتب میکردم که صدای زنگ در اومد رفتم سمت در و در رو باز کردم و با چهره جونگ کوک روبرو شدم خیلی خوشتیپ شده بود خودم رو جمع و جور کردم و گفتم
ات: سلام(لبخند)
جونگ کوک: سلام چیزه راستش خیلی خوشگل شدی (لبخند)
ات: ممنون توهم خیلی خوشتیپ شدی( لبخند و کمی خجالت)
جونگ کوک: ممنون
جونگ کوک: بریم؟
ات: بریم
و باهم به سمت آسانسور رفتیم و وارد آسانسور شدیم و جونگ کوک دکمه طبقه همکف رو فشار داد و آسانسور راه افتاد
فلش بک به ورودی مهمونی¥¥¥¥¥
ماشین جلوی یک عمارت بزرگ و باشکوه واستاد کلی خبرنگار بودند و همه منتظر بودند تا مهمونا از ماشین بیان بیرون راننده در ماشین رو باز کرد و جونگ کوک از ماشین پیاده شد و بعد دستش رو دراز کرد و من هم دستش رو گرفتم و از ماشین اومدم بیرون کلی دوربین رومون زوم بودند بعد از کمی عکس گرفتن دستم رو از آرنج جونگ کوک حلقه کردم و باهم وارد مهمونی شدیم خیلی از نگاه ها رومون بود و این باعث شد من یکم استرس بگیرم.
رفتیم و روی صندلی هایی که برای من و جونگ کوک بود نشستیم و کمکم مهمونی شروع شد.
مجری: مهمانان عزیز به مهمونی برترین طراحان سال خوش اومدید.
صدای دست زدن مهمون ها
مجری: بدون هیچ معطلی از آقای جیمز آلن دعوت میکنم تا به روی سن تشریف بیارن و جایزه ها رو تقدیم کنن
صدای دست زدن مهمون ها
مجری: برترین طراح از کشور ترکیه یاسمین ییلماز هستش
و مجری همینطور اسم هارو گفت تا به کره جنوبی رسید
مجری: و برترین طراح از کشور کره جنوبی کانگ ات هستش
صدای تشویق مهمون ها اومد و از جام بلند شدم و به سمت سن رفتم از پله ها رفتم بالا و کنار آقای جیمز آلن واستادم و جایزه ام رو تقدیم کردند
و منم گرفتم بعد از چند نگاه به دوربین ها که مشغول عکاسی بودند برگشم سر جام و رو به جونگ کوک گفتم
ات: ببین چقدر خوشگله(ذوق فراوان)
جونگ کوک: آره خیلی خوشگله
جونگ کوک: ات بهت تبریک میگم واقعا خیلی خوشحال شدم که تونستی برنده بشی تابه حال هیچ کدوم از کارمند های من نتونسته بودند..
ویو جونگ کوک
داشتم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد و با دیدن اسمش و ات گفتم
جونگ کوک: الان میام
و از ات دور شدم و تماس رو وصل کردم
جونگ کوک: سلام
_: سلام چیکار کردی
جونگ کوک: هیچی من بیخیال نقشه شدم
_: یعنی چی بیخیال شدم ما باهم یک قراری داشتیم یادت که نرفته
جونگ کوک: ولی من دیگه اون قرار رو نمی خوام میفهمی
_: ولی یکم دیر شده تو دادیش امضا کرده خیلی وقته
جونگ کوک: ولی میدونی میتونم پارش کنم هنوز دست منه
_: جونگ کوک دیوونه بازی درنیار فهمیدی اگه یک کار اضافی بکنی یا به قولی که دادی عمل نکنی قول نمیدم که زنده بمونه یا کاری باهاش نکنم میدونی که خیلی خوشگله و الکی هم تلاش نکن تا پیداش کنی چون نمیتونی
پس حواست به کارهایی که میکنی باشه
و صدای بوق گوشی اومد
گوشی رو گذاشتم تو جیبم و برگشتم پیش ات
ویو ات
جونگ کوک برگشت ولی یکجوری شده بود
ات: جونگ کوک حالت خوبه؟
جونگ کوک: ها اره خوبم نگران نباش
ات: من گشنمه میرم یک چیزی بخورم توهم میخوای
جونگ کوک: نه مرسی
به سمت میزی که روش پر از غذا و نوشیدنی بود رفتم و یک نوشیدنی برای خودم ریختم و همونجا کنار میز واستادم و مشغول نوشیدن شدم
نمیدونم کی بود که به جونگ کوک زنگ زد ولی اینو میدونم که صحبت خوبی باهم نکردن چون جونگ کوک از وقتی باتلفن صحبت کرد یک جوری شده یعنی کی بوده که تونسته به این حال بندازتش؟
ادامه دارد....
(ساعت ۶ و نیم به وقت نیویورک)
ویو ات
تقریبا دیگه آماده شده بودم و جلوی آینه داشتم آرایشم رو مرتب میکردم که صدای زنگ در اومد رفتم سمت در و در رو باز کردم و با چهره جونگ کوک روبرو شدم خیلی خوشتیپ شده بود خودم رو جمع و جور کردم و گفتم
ات: سلام(لبخند)
جونگ کوک: سلام چیزه راستش خیلی خوشگل شدی (لبخند)
ات: ممنون توهم خیلی خوشتیپ شدی( لبخند و کمی خجالت)
جونگ کوک: ممنون
جونگ کوک: بریم؟
ات: بریم
و باهم به سمت آسانسور رفتیم و وارد آسانسور شدیم و جونگ کوک دکمه طبقه همکف رو فشار داد و آسانسور راه افتاد
فلش بک به ورودی مهمونی¥¥¥¥¥
ماشین جلوی یک عمارت بزرگ و باشکوه واستاد کلی خبرنگار بودند و همه منتظر بودند تا مهمونا از ماشین بیان بیرون راننده در ماشین رو باز کرد و جونگ کوک از ماشین پیاده شد و بعد دستش رو دراز کرد و من هم دستش رو گرفتم و از ماشین اومدم بیرون کلی دوربین رومون زوم بودند بعد از کمی عکس گرفتن دستم رو از آرنج جونگ کوک حلقه کردم و باهم وارد مهمونی شدیم خیلی از نگاه ها رومون بود و این باعث شد من یکم استرس بگیرم.
رفتیم و روی صندلی هایی که برای من و جونگ کوک بود نشستیم و کمکم مهمونی شروع شد.
مجری: مهمانان عزیز به مهمونی برترین طراحان سال خوش اومدید.
صدای دست زدن مهمون ها
مجری: بدون هیچ معطلی از آقای جیمز آلن دعوت میکنم تا به روی سن تشریف بیارن و جایزه ها رو تقدیم کنن
صدای دست زدن مهمون ها
مجری: برترین طراح از کشور ترکیه یاسمین ییلماز هستش
و مجری همینطور اسم هارو گفت تا به کره جنوبی رسید
مجری: و برترین طراح از کشور کره جنوبی کانگ ات هستش
صدای تشویق مهمون ها اومد و از جام بلند شدم و به سمت سن رفتم از پله ها رفتم بالا و کنار آقای جیمز آلن واستادم و جایزه ام رو تقدیم کردند
و منم گرفتم بعد از چند نگاه به دوربین ها که مشغول عکاسی بودند برگشم سر جام و رو به جونگ کوک گفتم
ات: ببین چقدر خوشگله(ذوق فراوان)
جونگ کوک: آره خیلی خوشگله
جونگ کوک: ات بهت تبریک میگم واقعا خیلی خوشحال شدم که تونستی برنده بشی تابه حال هیچ کدوم از کارمند های من نتونسته بودند..
ویو جونگ کوک
داشتم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد و با دیدن اسمش و ات گفتم
جونگ کوک: الان میام
و از ات دور شدم و تماس رو وصل کردم
جونگ کوک: سلام
_: سلام چیکار کردی
جونگ کوک: هیچی من بیخیال نقشه شدم
_: یعنی چی بیخیال شدم ما باهم یک قراری داشتیم یادت که نرفته
جونگ کوک: ولی من دیگه اون قرار رو نمی خوام میفهمی
_: ولی یکم دیر شده تو دادیش امضا کرده خیلی وقته
جونگ کوک: ولی میدونی میتونم پارش کنم هنوز دست منه
_: جونگ کوک دیوونه بازی درنیار فهمیدی اگه یک کار اضافی بکنی یا به قولی که دادی عمل نکنی قول نمیدم که زنده بمونه یا کاری باهاش نکنم میدونی که خیلی خوشگله و الکی هم تلاش نکن تا پیداش کنی چون نمیتونی
پس حواست به کارهایی که میکنی باشه
و صدای بوق گوشی اومد
گوشی رو گذاشتم تو جیبم و برگشتم پیش ات
ویو ات
جونگ کوک برگشت ولی یکجوری شده بود
ات: جونگ کوک حالت خوبه؟
جونگ کوک: ها اره خوبم نگران نباش
ات: من گشنمه میرم یک چیزی بخورم توهم میخوای
جونگ کوک: نه مرسی
به سمت میزی که روش پر از غذا و نوشیدنی بود رفتم و یک نوشیدنی برای خودم ریختم و همونجا کنار میز واستادم و مشغول نوشیدن شدم
نمیدونم کی بود که به جونگ کوک زنگ زد ولی اینو میدونم که صحبت خوبی باهم نکردن چون جونگ کوک از وقتی باتلفن صحبت کرد یک جوری شده یعنی کی بوده که تونسته به این حال بندازتش؟
ادامه دارد....
- ۱۱۲
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط