{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غصه می‌سوزد مرا، باران ببار

غصه می‌سوزد مرا، باران ببار
کوچه می‌خواند تو را، باران ببار

ابرها را دانه دانه جمع کن

بر زمین دامن گشا، باران ببار

خاک اینجا تشنه دلتنگی است

آسمان را کن رها، باران ببار

باغبان از کوچه باغان رفته است

ابر را جاری نما، باران ببار
دیدگاه ها (۱۵)

ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍﺩﻭﺳـــــــﺖ ﺩﺍﺭﻡﻭﺍﺩﺍﺭﻡ ﻣـــــﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ...ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻓ...

نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران راهوای تنگ غروب و شب خیاب...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

به جان تا شوق جانان است ما راچه آتش‌ها که بر جان است ما رابل...

نومیدی

قرارداده سیاه 💍🖤Part 2در بسته شد.صدای موتور خودروهای مشکی در...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط