فیک جیمین

فیک جیمین

پارت ۹

وقت ازدواج خون آشام ها

از زبون تهیونگ

وقتی آیو همه چیز رو به من گفت توی دلم یه احمقی نثار آیو کردم و یه شل مغز نثار ا..ت هه که اینطور میخواست منو با آیو خرم کنه هه

بیشتر پیش آیو موندم نمیخواستمش ولی بهتر بود چون همه چی رو مثل یه ضبت میزاشت کف دستم

تهیونگ: ایو گفتی الان ا..ت میخواست چیکار کنه

آیو: گفت میخواد حداقل نامجون رو پیدا کنه و به اون بگه خیلی گیج میزد

تهیونگ: برو ا..ت رو پیدا کن و بهش بگو نامجون کارخونه هست منم دارم میرم اونجا

ایو: واقا بگم واییی میرسی ته ته

اومدم ببوسم که اجازه ندادم چون هیچکس اون نمیشد

تهیونگ : آیو پرو نشو لطفا همین که میزارم اسمم رو مخفف کنی بسه بوسیدن نمیخوام

آیو بغض کرد و آروم گفت ببخشید یادم رفت

تهیونگ : میتونی بری مواظب باش

آیو بی سرو صدا از کنارم گذشت و رفت تا مثلا ا..ت رو خوشحال کنه

هنوز داستان رو شروه نکردم احمق ها چرا از الان میخوایین شادی کنین
هههه

پایان

خوب خوب تا اینجا چطوره لطفا بگین مرسییی😍😍
دیدگاه ها (۰)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

سناریو سو پارت یک

سناریو مایکی پارت ۵

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

تک پارتی یوکیمیا

سناریو میتسویا پارت ۲

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

تک پارتی کاراسو

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط