{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیـــــآכتــــَم تـــآ روزے ڪــﮧ ....

بیـــــآכتــــَم تـــآ روزے ڪــﮧ ....

تـــآبــــوتــَم هــَمچـــوלּ قــآیــقــے رَوآלּ بــﮧ כوش مــَرכم بــآشـَכ و...

زیـــر لــَب بگـــویــے...

یـــآدش بــِخیر......

{♥ رِفیـــقــَم ♥}

بـــوכ!!!
دیدگاه ها (۱)

ما گذشتـیـــــــ ـــــم و گذشت... آنچه تو با ما کردی... ...

ببینید چه نازه؟

من…! مرا که میشنـاسی؟! خودمم... کسی،شبیه هیچکس! کمی که لا...

یـادش بـخیـر 🌸🌸هر جمعه خونه "مادربزرگ" جمع می‌شدیمریز تا درش...

#حکایت_قدیمی روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیما...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

《تکپارتی》......بارون اروم اروم میبارید. ا.ت از صبح زود بیدار...

*سرنوشت*بعد از اینکه رایا و شوگا خرید هارو کردن و رفتن سمن خ...

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

پارت¹⁰که یهو ات از جاش بلند شدات: من میرم توی اتاقم کار دارم...

╭─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╮🎀 پارت ۴ 🎀╰─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╯ویو آلیامنی که به فک...

نمیبخشمت p.23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط