{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زن هستم

من زن هستم
او مرد..
من زنانگی کردم دستش را گرفتم
او مردانگی کرد دستم را تا ابد
برای خودش نگه‌داشت..
من کنارش خوابیدم
او در خوابم رویا شد..
من سرم را روی شانه اش گذاشتم
او‌به قلبش گفت به یاد من بزند..
من هر روز دلم برای او تنگ می شود
او هر ثانیه با دلتنگی من
زندگی میکند...
دیدگاه ها (۶)

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش اول_پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

part:21

لبخند قاتلپارت²⁷ویو جونگ‌کوکچهار مرد نقاب‌دار...همه مسلح.بدو...

ارباب خشن من ۱۹

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط