{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازادی(part 2)

ازادی(part 2)
*ویو جنا
و خلاصه فکر کنم کلشو تعریف کرده باشم.....
دینگ دینگ(زنگ گوشی)
جنا:بله رئیس بفرمایید؟
رئیس:چرا طولش میدی؟؟؟همه فهمیدن از اون ساختمونی که تو هستی شلیک شده زودباش فرار کن!!!
جنا:لعنتی الان میام
(طنابو از کیفش در آورد و از پشت بوم آویزونش کرد)
خب جنا وقتشه یه خودی نشون بدی چون این راه واقعا درازه حتا طنابم نمیرسه. خونسردیتو حفظ کن.....
(صدای پا اومد)
جنا:لعنتی!خب سه دو...... یک(پرید)
بلاخره رسیدم
(پلیسا رسیدن بالا)
پلیس:لعنتی فرار کرده... اوناهاش!!!!بدویین!!!
جنا:لعنتی منو دیدن
(یه سطل اشغالی دید)
جنا:شاید مکان خوبی برای قایم شدن باشه
پلیس:همینجا دیدمش فکر کنم از اینجا رفت بدویین
جنا:آخيش رفتن وایی لباسام کثیف شد هوف
بعد اونهمه هاج و واج بودن،تونستم فرار کنم. کلی راه رفتم تا برسم به پایگاهمون؛چون گم شده بودم. داشتم همینجوری میرفتم که رسیدم به یه بمب بست که از یه طرف به یه زیر زنین راه داشت.... از اونجا صداهای عجیب میومد انگار چند تا پسر داشتن تلو تلو شراب میخوردن،تفنگمو برداشتم و وارد زیر زمین شدم. اونجا یه بار بود که همه درحال شادی خوشحالی بودن،همه یجوری منو نگاه میکردن که انگاری عاشقم شده بودن ولی من نقابمو زدم تا دیگه اینجوری نگام نکنن. که یهو با کریس مواجه شدم تفنگو گرفت جلوش..
جنا:ای عوضی بلاخره پیدات کردم
کریس:ش...شما کی هس‌‌‌...ستید من ش..شمارو میشنا..اسم؟؟
جنا:البته
یهو ناقابمو در آوردم اما با کمال تعجب نگام می‌کرد
کریس:تو اصلا واسم آشنا نیستی!تو اصلا کی؟؟؟؟
جنا:ببینم نکنه چند سال پیشو یادت رفته؟؟تو انقد حرومزاده ای که لوکاس هم یادت میره
میخواستم یه گلوله کنم‌تو کلش که یهو یکی از پشت به سرم ضربه زد و بیهوش شدم.....بیدار که شدم دیدم به یه صندلی بسته شدم و دهنمم بستست
کریس:هه فکر کردی چند سال پیشو یادم میره؟نه عمرا تو هنوز موندی که نکشتمت عوضی حالا امروز روز مرگته!!
چند سال بود که من تو اون گروه مخفی آموزش دیده بودم برای همین با راه هایی دستمو باز کردم،تو شلوارم یه جیب مخفی داشتم که توش چاقو بود اون برداشتم یهو ینفر با تفنگ اومد جلو چاقو رو برداشتم کردم تو گردنش و تفنگو برداشتم یهو ینفر از پشت گردنمو گرفته بود برگشتم با تفنگ زدمش اما همه حتی کریس فرار کرده بودن
جنا:لعنتیییی بازم فرار کرد تف توش
پارت بعد بزودی....
دیدگاه ها (۶)

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

spanish girl: 7

پارت/2

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

ویو پارک یورین: داشت سرشو نزدیکم میکرد میدونستم میخواد چکار ...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط