{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم از خاطراتت

خواستم از خاطراتت
تلخی اش راکم کنم

خاطرم آمدصدایت
بی هوا بغضم گرفت

دست برقابی زعکست
روی دیوار آورم

یادم آمد ، چشمهایت
بی هوا ، بغضم گرفت
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

I'm not jealous part 31پشت سرش وایستادم و دستمو روی شونه اش ...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑صبح روز بعد، جیمین زودتر از...

سناریو

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_8 فصل چهارم | ص...

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط