{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی

دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی
با من ز درد حادثه صحبت نمیکنی

دیریست پشت پنجره ماندم که رد شوی
اما تو مدتیست اجابت نمی کنی

قولی که داده ای به من از یاد برده ای
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمیکنی
دیدگاه ها (۱)

عاشقی بــودم که دل دادمولی زود بـاختم با هــمه جنگـیدم وبازم...

دلت می‌آید؟مرا به نام کوچکم صدا نزنی 💕 💕 💕 ونشنوی "جانم"...؟

فراتر از خویش

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط