{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p5
( ببخشید پارت قبلیو کم گذاشتم)
ویو ی ات
کم کم از خواب بلند شدم و دیدم توی بغل کوک م
( گایز کوک فقط شلوارت تنش بود)
پشمام ریخت چون اون بالا تنش کامل لخته 😅
ات زیر لب: ژون عجب بدنی
کوک: شنیدما..
ات : واییی بیدار بودی؟
کوک میخنده *
ات: من چطوری اینجام؟ ( استرسی)
کوک: من خواستم برسونمت خونتون که مامان باباتونو داشتن بد دعوا میکردن گفتم اگر منو ببینن منم میزنن بعدش اگر میدیدن مستی پارت میکردن چون مدرسه ایم ( بچه ها این دوتا سال دوازدهمن)
ات: اها مرسی
ات : ساعت چنده؟
کوک: فک کنم ۴ و نیم (صبح)
ات: یا خدا
کوک: چیشده؟
ات: من و سریع ببر خونهههه
کوک: هویی من فردا تورو میبرم
ات: خفه شو زود منو ببر
کوک: بگیر بکپ فردا
ات : باشه ( عصبی)
ات پاشد و وسایلشو برداشت و داشت میرفت که..
کوک دستشو گرف
کوک: کجا میری؟
ات: خونم
کوک: با کدوم وسیله نقلیه؟
ات: به تو چه
کوک:بگو ( بم و جدی)
ات اب دهنشو قورت داد و گفت
ات: پیاده ( استرسی)
کوک : باشه برو ( ناراحت )
ات : چیزی شده؟
کوک: نه هیچی فردا میای مدرسه دیگه؟
ات : اره میام
کوک سر ات رو بوسید و گفت
کوک: دلم برات تنگ میشه عزیزم
ات : من کی شدم عزیزت؟
کوک: حالا دیگه
ات: الان برم خونه دارم میشه امشبو پیشت بمونم؟
کوک: ارهههه ( لبخند شیطانی)
ات :خفه شو
کوک میخنده*
ات: فردا باهم بریم مدرسه بعد من رفتم خونه بعد به مامان بابام میگم پیش دوستم موندم
کوک: باشه بیبی
ات: راستی لباس میشه بهم بدی؟
کوک: اره.. بیا اینارو بگیر
ات: ممنون
کوک : خواهش

ادامه دارد.....
بچه ها من گوشیم ۱ درصد شد گوشیمو بزنم به شارژ نمیدونم کی بزارم شاید شاید امشب بزارم نمیدونم شایدم فردا
دوستون دارم 💗💗
دیدگاه ها (۲)

بهترین پیججججج

بهترین پیججججج

p4 کوک و ات اومدن خونه که جیمین و تهیونگ خواستن سوپرایز ش کن...

درود دوستان ببخشید پارت بعدی رو نزاشتم من ادم خیلی گشادیم بب...

عشق واقعی پارت ۷ویو کوک: رفتم دنبال ات....... رسیدم زنگ زدم ...

⁦:⁠^⁠)⁩آیدل قلبم تویی⁦⁦:⁠^⁠)⁩

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط