{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو درخواستی

سناریو درخواستی

موضوع: اگه ناراحتی قلبی داشته باشیم و بعد از دعوا قلبمون درد بگیره

ایساگی: شدیدا دعوا میکردین که یهو دستت رو گذاشتی روی قلبت و خیلی سریع افتادی زمین، ایساگی سریع اومد سمتت با نگرانی گفت:«ه،هی ات...حالت خوبه؟ببخشید،ببخشید...نمیخواستم حالت بد بشه»
و کل مدت ازت مراقبت کرد تا حالت بهتر بشی و برای همین اشتی کردین

باچیرا: وقتی دید حالت بد شد خیلی سریع عصبانیتش فروکش کرد و جاش رو به نگرانی و ناراحتی داد...
اروم اومد سمتت و بغلت کرد، گفت:«ببخشید فرشته کوچولو نباید عصبانی میشدم...الان حالت چطوره؟»

رئو: با استرس سمتت اومد و یکی از دستاش رو روی شونه و اون یکی رو روی دستت که سینه‌ت رو گرفته بودی گذاشت و گفت:«هی ات...من نباید باهات دعوا میکردم...تقصیر من بود...میخوای بریم بیمارستان؟»
البته منتظر جوابت نموند و خیلی سریع برای استایل بلندت کرد و رفت سمت ماشینش تا برین بیمارستان...

ناگی: این بشتر معمولا تو دعواها بیشتر حاضر جوابی میکنه و جواباشم همیشه دندان‌شکنه ولی اینبار واقعا اعصابش خورد شد و سرت داد زد ولی با دیدن حالت عذاب‌وجدان گرفت و کل مدت تنبلی رو کنار گذاشت و ازت مراقبت کرد.

رین: با نگرانی سمتت اومد و وقتی دید حالت خیلی بده برای استایل بلندش کرد و برد سمت اتاق، خیلی اروم گذاشتت روی تخت و بهت ی لیوان اب داد تا قرص هات رو بخوری ولی اقای مغرور معضرت خواهی نکرد...


سائه: بنظرت این بنده خدا اصلا هست که بخواین دعوا کنین؟

شیدو: برات عادی بود که سرت داد بزنه و خیلی عصبانی بشه ولی چون اون روز هم کمی ناراحت بودی باعث شد حالت بد بشه.
اومد، بغلت کرد و با همون حرفای شیرینش و اون لغبای بامزه‌ای که بعضی وقتا بهت میداد حالت رو بهتر کرد...
ولی وقتی حالت خوب شد دوباره شروع کرد روت کرم ریخت...

کایرز: ایشون که کلا با شیطونی اعصابتو بهم میریزه ولی چون قرار نیست ناراحت بشی اتفاقی برات نمیوفته...


بعدی چی باشه؟
دیدگاه ها (۸)

سناریو درخواستی. موضوع: اگه بعد از مسابقه هم‌تیمی هاشون رو ت...

مرسی ازتوننننن! ۵۰تایی شدیممممم! خیلی ممنون از حمایتاتوننن!

سناریو چندپارتی جونگ کوک

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط