شبِ نوزدهمِ رمضان؛

شبِ نوزدهمِ رمضان؛
آسمان امشب با خون گریه کرد.
‌
سحرگاهِ کوفه، هنوز سپیده سر نزده بود که ناگهان تاریخ لرزید؛
شمشیری زهرآلود بر فرقِ مردی فرود آمد که ستونِ عدالتِ زمین بود.
‌
علی در محراب ایستاده بود؛
همان‌جا که سال‌ها پیشانی بر خاک می‌گذاشت و جهان را با اشک‌های شبانه‌اش نگاه می‌داشت.
همان محرابی که شاهدِ ناله‌های یتیمان، آهِ مظلومان و دعاهای بنده‌ای بود که جز خدا چیزی نمی‌خواست.
‌
ضربت فرود آمد…
امّا آنچه شکافته شد تنها فرقِ یک انسان نبود؛
دلِ تاریخ شکافت،
و عدالت برای لحظه‌ای در سکوت فرو رفت.
‌
خون از پیشانیِ علی جاری شد،
امّا لب‌هایش سخنی گفت که قرن‌هاست جهان را به حیرت انداخته است:
«فُزتُ و ربِّ الکعبه»
‌
آری؛
تنها علی می‌تواند در لحظهٔ شهادت، پیروزی را فریاد بزند؛
زیرا او زندگی را برای حق زیست و مرگ را پلی برای دیدارِ محبوب دید.
‌
امشب زمین یتیم شد.
امشب محراب تنها شد.
امشب عدالت در سوگِ صاحبِ خویش نشست.
‌
سلام بر علی؛
بر آن قلبی که از مهربانی لبریز بود،
بر آن دستی که شب‌ها نان بر دوش می‌گرفت،
و بر آن پیشانی که در محرابِ عشق شکافته شد.
‌
امشب آسمان با خون گریه می‌کند؛
زیرا مردی از میانِ زمین رفت
که اندازهٔ عدالتِ خدا بزرگ بود.
‌
السلام علیک یا امیرالمؤمنین
یا علی بن ابی‌طالب (ع)
‌
✍️ به قلم: بهرام محمدی | DBA
🏛 دکترینِ حَـد | اتاقِ استراتژیِ «حق» (نه قدرت)
📌 @bmlimit
‌
‌
https://eitaa.com/joinchat/642450909Ce319377bb6
دیدگاه ها (۰)

لبخندی که بوی آرامش می‌داد...تصویری از لبخند شهید مرتضی لاری...

«قهرِ علوی و دکترینِ حَد: بهرام محمدی»۶. تاختن بر باروهای تز...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

به نام اهورامزدا۷ آبان، روز بزرگداشت کوروش کبیر؛ روزی که قلب...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

#حکایت_قدیمی مردی هر شب به درگاه خدا دعا می‌کرد و می‌گفت:«خ...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

☝️گوشه ای از عظمت جهان🌷هستی☝️بسم الله الرحمن الرحیم وَالسَّم...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :تمامی مردمان جهان، بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط