انتقام خونین
انتقام خونین
پارت 1
ویو ا.ت امروز داداشم از آمریکا بر میگرده نمی دونم چجوری می تونم تحمل کنم داداشم میاد تا بیشتر مراقبم باشه آخه کره خطرناکه و اون میتونه زندگی بهتری توی آمریکا داشته باشه داشتم همینجوری با خودم حرف میزدم که زنگ در خورد سریع رفتم بیرون ببینم کیه....
ا.ت:کیه
........:پیک هستم
ا.ت:اها....... داداشی (پرید بغلش)
جین:سلام خوشگلم
ا.ت:داداش جونم خوبی بیا تو
جین:این چند روزه چخبر
ا.ت:هعی سر میکنیم
جین:اها خب من میرم استراحت کنم آماده باش بعدش می خوایم بریم خونه مامان بزرگ طرف پدری
ا.ت:چی جدی میگی خیلی خوشحال شدم (ا.ت دروغ میگه چون هروقت میره اونجا مامان بزرگش میزنتش )
ا.ت:گشنته
جین:اره غذا داریم
ا.ت:اوهوم تازه دوتا پیتزا خریده بودم یکی من یکی تو
جین:باشه
(اینا رفتن غذا خوردن جین هم رفت یه دوساعت بخوابه ا.ت هم رفت حموم)
ا.ت:اخیش سبک شدم بزار ببینم برای اونجا چی بپوشم البته اینجا زیاد لباس ندارم بیشترش خونه داداش یونگیه
(عکس لباس رو میزارم)
پارت 1
ویو ا.ت امروز داداشم از آمریکا بر میگرده نمی دونم چجوری می تونم تحمل کنم داداشم میاد تا بیشتر مراقبم باشه آخه کره خطرناکه و اون میتونه زندگی بهتری توی آمریکا داشته باشه داشتم همینجوری با خودم حرف میزدم که زنگ در خورد سریع رفتم بیرون ببینم کیه....
ا.ت:کیه
........:پیک هستم
ا.ت:اها....... داداشی (پرید بغلش)
جین:سلام خوشگلم
ا.ت:داداش جونم خوبی بیا تو
جین:این چند روزه چخبر
ا.ت:هعی سر میکنیم
جین:اها خب من میرم استراحت کنم آماده باش بعدش می خوایم بریم خونه مامان بزرگ طرف پدری
ا.ت:چی جدی میگی خیلی خوشحال شدم (ا.ت دروغ میگه چون هروقت میره اونجا مامان بزرگش میزنتش )
ا.ت:گشنته
جین:اره غذا داریم
ا.ت:اوهوم تازه دوتا پیتزا خریده بودم یکی من یکی تو
جین:باشه
(اینا رفتن غذا خوردن جین هم رفت یه دوساعت بخوابه ا.ت هم رفت حموم)
ا.ت:اخیش سبک شدم بزار ببینم برای اونجا چی بپوشم البته اینجا زیاد لباس ندارم بیشترش خونه داداش یونگیه
(عکس لباس رو میزارم)
- ۸۵۵
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط