{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من روزم را باآفتاب روی تو

من روزم را باآفتاب روی تو

کزمشرق خیال دمیده است

آغازمیکنم

من با تومینویسم ومیخوانم

من با توراه میروم وحرف میزنم

وز شوق این محال

که دستم بدست توست

من جای راه رفتن پروازمیکنم
دیدگاه ها (۱۱)

هدیـــــــــــــــــــه مادرم

این تقدیم به مادر مریم

پیلہ ڪرده ام بہ ٺو !ݩمی دانی پرۅانه شدڹ در آغۅشٺ چہ عالمی دا...

کنـــــارتــــــــــو بــــــــــودنـــــبــــــــــرامـ آرا...

برده عمارت جئون

جادویی عشق part 29 پارچه رو روي سر و صورتم کشیدم و تند قدم ب...

THE NAME...خانم جئون؟🖤💋... منتظرش بودم.منتظر صدای قدم هاش.من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط