من روزم را باآفتاب روی تو
من روزم را باآفتاب روی تو
کزمشرق خیال دمیده است
آغازمیکنم
من با تومینویسم ومیخوانم
من با توراه میروم وحرف میزنم
وز شوق این محال
که دستم بدست توست
من جای راه رفتن پروازمیکنم
کزمشرق خیال دمیده است
آغازمیکنم
من با تومینویسم ومیخوانم
من با توراه میروم وحرف میزنم
وز شوق این محال
که دستم بدست توست
من جای راه رفتن پروازمیکنم
- ۲۹۸
- ۱۴ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط