{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی:

درخواستی:
موضوع پیشنهاد یکی از دوستای گلم
با این موضوع از انیمه های دیگه هم بزارم؟
اگه تو خواب گریه کنی:
ناروتو:
بغل ناروتو خواب بودی و سرت و به سینه ناروتو چسبونده بود...خواب دیدی و توی خواب ناروتو رو محکم فشار دادی و شروع به گریه کردی
ا/ت:هق...هق...لطفاً تنهام نزار...هق
ناروتو آروم چشماش رو باز کرد و با دیدن تو خندش کرد...آروم شروع به تکون دادنت کرد
ناروتو:زیبای خفته پاشو ببینم کی تنهات گزاشته
با ترس از خواب بیدار شدی و خیلی محکم کوبیدی تو گوش ناروتو
ا/ت:هق...واسه چی مردی...هق..هق... هاااا
(و بعد سریع به خودت آمدی با دیدن ناروتو محکم بغلش کردی و از کاری که کردی و چیزی که گفتی خندت گرفته بود ولی سعی کردی جلوی خودت رو بگیری...ناروتو:😳😐)
ناروتو:قول میدم تنهات نزارم دختر کوچولو
و پیشونیت رو بوسید و بعد هردو خندتون ترکید...

ساسکه:
ساسکه رو مبل نشسته بود با گوشی ور میرفت و توهم سرت رو روی پاش گذاشته بود و یه پتو روت کشیده بودی و خواب خواب بود به از چند دقیقه ساسکه حس کرد لباسش رو توی مشتت میفشاری و میلرزی وقتی نگاهت کرد فهمید داری بی صدا گریه می‌کنی
آروم موهات رو نوازش کرد:بیدار شو پیشی کوچولو فقط یه خوابه
آروم چشمات رو باز کردی و با دیدن ساسکه که با لبخند بهت نگاه میکرد سریع بغلش کردی و سرت رو تو گردنش فرو کردی و گریه کردی
آروم آروم موهات رو نوازش می‌کنه :
آروم باش...آروم...چه خوابی دیدی که آنقدر بهم ریختی؟
ا/ت:میشه هیچ وقت نمیری
ساسکه :هاااا
ا/ت:حداقل بزار بعد از من بمیر
ساسکه خندش میگیره:پس خواب دیدی من مردم هاااا...یعنی آنقدر دوستم داری
ا/ت: معلوم که دوست دارم
ساسکه:منم همینطور
دیدگاه ها (۱۲)

🤌🤍

خب آمدم یکم باهاشون حرف بزنماگه کم فعالیت میکنم ببخشیدچون ما...

چرا واقع...چرا!؟

بهش گفته بودم نمی‌توانی بری برای مسابقه ولی بازم منتظرت بود ...

پارت ۳

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

سناریو میتسویا پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط