{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سیزدهم

پارت سیزدهم

پیام از طرفه تهیونگ بود ولی این چیزی نبود که جونگکوک میخواست بشنوه

پیام:
سلام من هیچوقت دوست نداشتم فقط میخواستم باهات بخوابم چون رات بودم و فقط به عنوان یه زیر خواب می‌بینمت

جونگکوک: هب هب آخه چطوری چطوری تونست من دوسش داشتم

(ذهن جونگکوک: آخه چطوری متوجه نشدم دیشب رات بوده؟ هعب........ هعب)

یه ماه بعد

توی این یه ماه جونگکوک افسردگی گرفته بود بزور کار می‌کرد و به این فک کرده بود که شغلش ول کنه توی این یه ماه خبری از تهیونگ نبود حتی اعضا ازش خبری نداشتن و کمپانی نمیومد



جونگکوک در حال ديدن اخبار بود که اسم تهیونگ شنید سریع به سمت تلویزیون رفت


مجری تلویزیون: آیدل معروف کیم تهیونگ سرطان معده داره و خوب شدن آیدل کیم تهیونگ بسیار سخته

جونگکوک وقتی این حرف ها رو شنید انگار قلبش داشت می‌میرد کسی که عاشقشه سرطان داره آخه چطوری؟


جونگکوک: هب هب تهیونگ عوضیییییی چطوری نمیخوام از دستت بدم

جونگکوک سریع به سمت کمپانی حرکت کرد تا شاید بتونه آدرس بیمارستان از اعضا بگیره

بعد ده دقیقه به کمپانی رسید و به سمت جایی که اعضا بودن رفت


وقتی اعضا جونگکوک دیدن سریع به سمتش رفتن

جونگکوک: هب لطفا لطفا بهم آدرس تهیونگ بدین

اعضا وقتی جونگکوک دیدن دلشون براشون سوخت و آدرس بهش گفتن

جونگکوک وقتی آدرس گرفت بدون اینکه وایسته سریع به سمت آدرس رفت ...........


حمایت یادتون نره پرنسس ها ✨️🫂
#تهکوک #یونمین #شیپ #فیک #فیکشن #اسمات
دیدگاه ها (۱۱)

پارت چهاردهم جونگکوک وقتی به ادرس رسید سریع به سمت اتاق تهیو...

یونگی: انسان ۲۸ ساله سرد آروم و کم حرف جیمین: پری ۲۳ ساله پ...

پارت دوازدهم صبح جونگکوک از خواب بیدار شد ولی تهیونگ کنارش ن...

این پارت اسمات هست ولی چون نمیخوام پیجم مسدود بشه توی کامنت ...

پارت آخریه سال بعد دکتر: آقای کیم تهیونگ بهتون تبریک میگم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط