اولین دو پارتیمون که به مناسبت تولد هوپی نوشتم؟؟؟؟

اولین دو پارتیمون که به مناسبت تولد هوپی نوشتم؟؟؟؟


شیفت شب ، وارد اون کلاب لعنتی شد و هرجا قدم بر می داشت بوی مشروب های مختلف و الکل ها رو میتونست حس کنه و با بو میتونست اوردوز کنه.
دختره ی بیچاره! خب میتونست چیکار کنه؟ اون راه تنها راهی بود که میتونست پول در بیاره .
اما خوشبختانه کسی توی کلاب نبود اون فقط اومده بود برای نظافت.
به سمت دکوراسیون لیوان ها رفت و یک پارچه برداشت و شروع کرد به تمیز کردنشون و بعد به سمت ظرفای رفت که باید شسته می شدن خاکستر سیگار توی ظرف ها ریخته بود و جای رژ لب روی دهانه ی لیوان ها نشسته بود. جای رژ لب براش زجر آور بود و اشک توی چشماش جمع شد .
اما چرا گریه کرد؟ چرا به جای رژ لب حساسیت روحی داشت؟چرا نتونست جلوی اشکاشو بگیره؟
همه ی این سوال ها پاسخش فقط یه جملس به خاطر دوست پسر خیانت کارش ‌.
صدای باز شدن در به گوشش رسید سریع اشکاشو پاک کرد و برگشت ولی کسی وارد بار نشد...
چند قدمی به عقب بر می داره و آروم آب رو باز میکنه و شروع میکنه به ظرف شستن که احساس کرد کسی پشتش ایستاده...
دیدگاه ها (۲)

پارت دهم فلش بک به دیشب تهیونگ: بلخره رسیدم خونه‌ی جونگکوک ا...

«,پارت‍ـــــ... ـــ1ـــ »«رقص سایه ها»مهمونی خونه‌ی سارا بو...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

پارت ۸سایه‌ی غول‌پیکر، مثل یه پرده‌ی سیاه، خورشید رو پشت خود...

دختر و پارتی

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط