{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه تو می مانی

نه تو می مانی
و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی، آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست، به غم وعده این خانه مده
دیدگاه ها (۸)

منم معشوق زیبایتمنم نزدیک تر از تو، به تواینک صدایم کنرها کن...

کاش میشد آب را فریاد کردغنچه های زندگی را شاد کردکاش میشد با...

ماه من، غصه چرا ؟آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روزمث...

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنیزندگی، ارزش آنرا دارد...

💙💫زندگی زیباتر از آن است که 🤍💫اخـــم کـــنـــی💙💫شادتر از آن ...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

فَنَادَیْتُکَ – یَا إِلَهِی – مُسْتَغِیثاً بِکَ وَاثِقاً بِس...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط