{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۵۱
ویو ا.ت

در ها باز شد و کای سو وارد شد...
(کیا فک کردن تهیونگه؟من خودم😃)
خیلی شیک و مجلسی اومد طرف ما..

کای سو: بهههه...خانواده جانگ..
جونگهی: ک*شر نگو...گمشو
کای سو: جونگهی ما که اینطوری نبودیم..
( مرتیکه***** تهیونگ ورو من کشتم؟)

جونگهی: اها...تو راست میگی..
نگاهی به جونگ کوک انداخت..
با اون لبخند چندشش گفت..
کای سو: تو باید همون پسره احمق باشی..که انسانه...

ا.ت: هویییی
جونگهی: حدت رو بدون.
جیمین: ولش..***(یه فوش بد)
کای سو: اره...تو راست میگی..

لیا: گمشو برو یه گوشه بمیر..
کای سو: باشه بانو(لبخند چندش)
رفت و رو یکی از میز ها نشست...

جونگهی: کوک ناراحت نشو..
کوک: ب..باشه(بغض)
ا.ت: ولش کن..کوکی اون ارزشش رو نداره..

جیمین: اوهوم..
لیا: باید کارش رو یه سره کنیم..
همه: اوهوم..

مهمونی تموم شد و همه رفتیم کاخ...
جونگ هی: من یه نقشه دارم..
ا.ت: چی؟

جونگهی:.....(میفهمید)
جیمین: مطمعنی؟
لیا: راست میگه مطمعنی؟
جونگ هی: اره

ادامه دارد...
شرط نداره
لایک و کامنت کنین..
دیدگاه ها (۹)

خب میدونید من برای چی شما رو نبات یا آبنبات خطاب میکنم؟چون ک...

نباتای کیوت من لطف این عشقولی مهربونم که تازه میخواد فیکش رو...

پسرِ آدمیزادپارت. ۵۰ویو ا.تظاهرش خیلی..تغییر کرده بود.پوستش ...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۹ویو ا.تظاهرش خیلی..تغییر کرده بود.پوستش ...

طراح عشق

ONLY MINE PART 26اسلاید ۱ و ۲ باند سو چانگ هواسلاید سوم. وس...

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط