{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت. ۵۰
ویو ا.ت

ظاهرش خیلی..تغییر کرده بود.
پوستش سفید تر شده بود.
کت شلوار مشکی تنش بود.
نگاهش ترسناک بود...خیلی..

بعد از اون کارش اومد و پیش جونگ کوک نشست.
صورتش سرد بود..اما صداش پر از فرکانس های آرامش بخش بود.
جونگهی: خب داماد کوچولو من نبودم چه کردی؟

جونگ کوک لبخندی زد.
جونگ هی: پس حالت خوبه.
کوک: اره..

جونگ هی نگاهی به من انداخت.
جونگ هی: خانم کوچولو..چرا تو خودتی؟
ا.ت: خفه شو بیشعور...من بدون تو مردم.
جونگ هی: چه غلطا...من بدون تو مردم(ادا شو در میاره)

نگاهی به دورو بر کرد.
جونگ هی: لیا کو؟
ا.ت: پیش خانوادش..چون تو نبودی رفت اونجا.
جونگ هی: اها

بلند شد و رفت.
بعد چند ثانیه با لیا برگشت.
لیا: سلام
همه: سلام

جونگ هی: مستر اُسکولیان کو؟
ا.ت: جیمینـــٕ...اها اینا اومدش
جونگ هی: نگاه مشکوکی کرد و گفت..
_از دست تو آدم بین چند راهی میمونه..

جیمین: سلام کثافت آشغال
جونگ هی: سلام الدنگِ‌تریاکی (دوستان..فیکه)
جیمین: کجا بودی؟
جونگ هی: خونه آقا شجاع..

ا.ت: من با آقا شجاع حال نمیکنم..بیشتر با پسرش حال میکنم.(منظور بدی ندارد)
کوک: هعییی..
ا.ت: منظورم از پسرش تو بودی.
کوک: خوبه..

تو همین بهث بودیم که یکدفعه در باز شد و کسی که نباید میومد اومد... ترسیدم..
اون.....

ادامه دارد...
شرایط پارت بعد..
لایک: ۲۰
کامنت: ۵
دوستون دارم..
دیدگاه ها (۹)

پسرِ آدمیزادپارت.۵۱ویو ا.تدر ها باز شد و کای سو وارد شد...(ک...

خب میدونید من برای چی شما رو نبات یا آبنبات خطاب میکنم؟چون ک...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۹ویو ا.تظاهرش خیلی..تغییر کرده بود.پوستش ...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۸ویو ا.تیکهو همه جا ساکت شد.حرف سنگینی زد...

طراح عشق

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط