{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت. ۴۹
ویو ا.ت

ظاهرش خیلی..تغییر کرده بود.
پوستش سفید تر شده بود.
کت شلوار مشکی تنش بود.
نگاهش ترسناک بود...خیلی..

بعد از اون کارش اومد و پیش جونگ کوک نشست.
صورتش سرد بود..اما صداش پر از فرکانس های آرامش بخش بود.
جونگهی: خب داماد کوچولو من نبودم چه کردی؟

جونگ کوک لبخندی زد.
جونگ هی: پس حالت خوبه.
کوک: اره..

جونگ هی نگاهی به من انداخت.
جونگ هی: خانم کوچولو..چرا تو خودتی؟
ا.ت: خفه شو بیشعور...من بدون تو مردم.
جونگ هی: چه غلطا...من بدون تو مردم(ادا شو در میاره)

نگاهی به دورو بر کرد.
جونگ هی: لیا کو؟
ا.ت: پیش خانوادش..چون تو نبودی رفت اونجا.
جونگ هی: اها

بلند شد و رفت.
بعد چند ثانیه با لیا برگشت.
لیا: سلام
همه: سلام

جونگ هی: مستر اُسکولیان کو؟
ا.ت: جیمینـــٕ...اها اینا اومدش
جونگ هی: نگاه مشکوکی کرد و گفت..
_از دست تو آدم بین چند راهی میمونه..

جیمین: سلام کثافت آشغال
جونگ هی: سلام الدنگِ‌تریاکی (دوستان..فیکه)
جیمین: کجا بودی؟
جونگ هی: خونه آقا شجاع..

ا.ت: من با آقا شجاع حال نمیکنم..بیشتر با پسرش حال میکنم.(منظور بدی ندارد)
کوک: هعییی..
ا.ت: منظورم از پسرش تو بودی.
کوک: خوبه..

تو همین بهث بودیم که یکدفعه در باز شد و کسی که نباید میومد اومد... ترسیدم..
اون.....

ادامه دارد...
شرایط پارت بعد..
لایک: ۲۰
کامنت: ۵
دوستون دارم..
دیدگاه ها (۱۰)

پسرِ آدمیزادپارت. ۵۰ویو ا.تظاهرش خیلی..تغییر کرده بود.پوستش ...

پسرِ آدمیزادپارت.۵۱ویو ا.تدر ها باز شد و کای سو وارد شد...(ک...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۸ویو ا.تیکهو همه جا ساکت شد.حرف سنگینی زد...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۷ویو ا.تیکدفعه وایساد.کوک: وای..تتو هام ر...

طراح عشق

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط