{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزاران غریبه پاروی دمش میگذاشتند و رد میشدند صدایش هم درن

هزاران غریبه پاروی دمش میگذاشتند و رد میشدند صدایش هم درنمیامد؛؛؛
امااز صدمتری قلاده اش رابرای من میبرید...!
دیدگاه ها (۶)

دلم گرفته از خودم از گذشتم از همه چی ......

همین الان یهویی باغ انگور همدان 1 ماه پیش خخخ

اگر احساسم را هم خواستی بخری، به روی بسته اش دقت کن... نه قی...

من را ببخش که ساده بودنم دلت را زد. من را ببخش که عشق ورزیدن...

part.2#مرد_منباند و اروم دور پاش پیچیدم گره ی کوچکی زدم‌.دخت...

پارت ۳۱ارتباط چشمی برقرار کردند، برای چند لحظه. چون ناروتو س...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت یازدهم: بازیِ سایه‌ها و تایم...

#تاریخی...🔺 در زمان عثمانیان، اگر در یک خانه بیماری وجود داش...

دلشکسته صدا ندارد ترک هایش دیدنی نیست اما...دلشکسته را میتوا...

می دانی جانم !؟انسان بودن ؛انسان ماندنکارِ ساده ای نیستاما م...

My vampire partner part : 6

. .#علیرضا_آذرچشم هایش شروعِ واقعه بود ، آسمانی درون آنها من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط