{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جز تو هیچ ندارم که دل به آن بندم

به جز تو هیچ ندارم که دل به آن بندم
درود هرچه که دارم، درود دلبندم
به خوابم آمدی و خنده بر لب آوردم
ببین به آنچه که دارم چقدر خرسندم
چگونه زنده بمانم؟ که بی تو ممكن نيست
شبیه خون شده ای در ميان هر بندم
تو سرزمين منی وسعتت تمام جهان
تو شور رُم، غم دهلی، تويی سمرقندم
تو سرد و گرم چشيده، تو از قديم و نديم
هميشه بوده ای و هستی ای دماوندم
اگرچه ثروت دنيا از آنِ من باشد
به گيسوان پُر از تابت آرزومندم
به هیچ جای جهان بر نمی خورد گُلِ من
چه می شود كه به آغوش تو بپيوندم
دیدگاه ها (۱۰)

به جز تو هیچ ندارم که دل به آن بندمدرود هرچه که دارم، درود د...

همه عمر به دنبال تو میگردمخسته ام، به که گویم دردمزخمی دارم ...

همه عمر به دنبال تو میگردمخسته ام، به که گویم دردمزخمی دارم ...

چه ساده ام که به عشقت هنوز پابندمبه روزگار خودم جای گریه می ...

.چه ساده ام که به عشقت هنوز پابندمبه روزگار خودم جای گریه می...

الهی یا الهی به شوق" تو" " دل" در درونم شکایت می‌کند ای ...

می‌خواهم نبینمت که تا همیشه برای دیدن تو ذوق داشته‌باشم. تو ...

من فقــــط از توڪمــــے عشــق تمنا دارمدل بے تاب ڪه در حســـ...

سید مجتبی شجاعی

گفت ماهیخوار با ماهی ز دورکه چه میخواهی ازین دریای شورخردی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط