غزلم زنده بمان قافیه هایت با من

غزلم زنده بمان قافیه هایت با من
پشتِ هم واژه بچین توے دهانم تا من
حک ڪنم روے تنت هرچه ڪه دارم، از عشق
«دوستت دارم» و این را تو نوشتے یا من؟!
غزلم زار نزن چشمِ تو بیت الغزل است
نڪند پیش ڪسے گریه ڪنے حتے من
بغلم ڪن ڪه به هم ریخته ام، با من باش
هیچ ڪس را تو «ردیف»ش نڪنے الّا «من»
یک ڪمے راه بیا، تا دلِ ««او»» راهے نیست
غزلم زنده بمان قافیه هایت با من ...

 پشت دل ‌بازترین
پنجرھ،...
تنڪَ است دلـــم..!
دیدگاه ها (۱۱)

با اینکه به جز داغ از او هیچ نماندهچون آب مرا در عطش خویش نش...

وقتی نقاب چهره ی خود را کنار زدخطی به روی گونه ی سرخِ انار ز...

شقیقه هایم سپید خواهد شد و بر منخطوطی نگران کننده نقش خواهد ...

به جز تو هیچ ندارم که دل به آن بندمدرود هرچه که دارم، درود د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط