دیدار اتفاقی با تو
دیدار اتفاقی با تو
پارت ۳
ا.ت خجالت زده به جونگکوک نگاه میکرد
یکهو جونگکوک بهش گفت هی ا.ت چرا صورتت سرخ شده؟
ا.ت دستش رو کشید به صورتش و گفت اینجا یکم گرمه.
جونگکوک گفت ولی اینجا خیلی سرده من دارم یخ میکنم.
ا.ت گفت باشه حالا ادامه ی حرفت رو بگو(با خنده)
جونگ کوک گفت خب حرف هام رو زدم دیگه حالا برو پیش سه کیونگ تا ازش یاد بگیری چیکار کنی.
ا.ت گفت آقا میشه لطفا سه کیونگ رو بهم نشون بدید؟
جونگکوک کمر ا.ت رو کشید و نزدیک به خودش کرد..
جونگکوک به ا.ت گفت اگه یک بار دیگه به من بگی آقای جونگکوک یا جونگکوک بو/ست میکنم
ا.ت داشت از خجالت آب میشد و نمیتونست حرکت کنه.
یکهو سه کیونگ اومد و ا. ت رو نجات داد با لحنی که حتی از جونگکوک بهتر بود گفت تو ا.ت هستی؟پس درست حدس زدم بیا بریم تا کمی از کار رو بهت آموزش بدم..
بعد از اینکه کنی از جونگکوک دور شدن سه کیونگ به ا.ت تعنه زد و گفت چطور جرعت میکنی با شوشویی من لاس بزنی؟
ا.ت که تعجب کرده بود گفت جی کی شوهر توعه؟
یکهو جونگکوک در رو باز کرد و گفت من شوهر کیم؟
سه کیونگ دست جونگکوک رو گرفت و گفت مگه شما منو دوست ندارید آقای جونگکوک؟
جونگکوک گفت معلومه که نه من فقط تورو به عنوان یه پیشخدمت میبینم. بعد از اونجا دور شد.
ا.ت که از توی دلش شاد شده بود رفت سراغ کارش.
داشت غذا رو هم میزد که دوباره سه کیونگ بهش تعنه زد اما غذای داغ ریخت روی ا.ت ، جونگکوک تا که صدای جیغ شنید اومد و ا.ت رو توی اون وضع دید. سریع بلندش کرد و توی بغلش گرفتش.
ا.ت گفت آقای جونگکوک لازم نیست به خودتون زحمت بدید خودم میتونم.
جونگکوک نیشخند زد و بعد صورتش رو نزدیک به آ.ت کرد..
ادامه دارد...
حمایت یادتون نره😃💕
پارت ۳
ا.ت خجالت زده به جونگکوک نگاه میکرد
یکهو جونگکوک بهش گفت هی ا.ت چرا صورتت سرخ شده؟
ا.ت دستش رو کشید به صورتش و گفت اینجا یکم گرمه.
جونگکوک گفت ولی اینجا خیلی سرده من دارم یخ میکنم.
ا.ت گفت باشه حالا ادامه ی حرفت رو بگو(با خنده)
جونگ کوک گفت خب حرف هام رو زدم دیگه حالا برو پیش سه کیونگ تا ازش یاد بگیری چیکار کنی.
ا.ت گفت آقا میشه لطفا سه کیونگ رو بهم نشون بدید؟
جونگکوک کمر ا.ت رو کشید و نزدیک به خودش کرد..
جونگکوک به ا.ت گفت اگه یک بار دیگه به من بگی آقای جونگکوک یا جونگکوک بو/ست میکنم
ا.ت داشت از خجالت آب میشد و نمیتونست حرکت کنه.
یکهو سه کیونگ اومد و ا. ت رو نجات داد با لحنی که حتی از جونگکوک بهتر بود گفت تو ا.ت هستی؟پس درست حدس زدم بیا بریم تا کمی از کار رو بهت آموزش بدم..
بعد از اینکه کنی از جونگکوک دور شدن سه کیونگ به ا.ت تعنه زد و گفت چطور جرعت میکنی با شوشویی من لاس بزنی؟
ا.ت که تعجب کرده بود گفت جی کی شوهر توعه؟
یکهو جونگکوک در رو باز کرد و گفت من شوهر کیم؟
سه کیونگ دست جونگکوک رو گرفت و گفت مگه شما منو دوست ندارید آقای جونگکوک؟
جونگکوک گفت معلومه که نه من فقط تورو به عنوان یه پیشخدمت میبینم. بعد از اونجا دور شد.
ا.ت که از توی دلش شاد شده بود رفت سراغ کارش.
داشت غذا رو هم میزد که دوباره سه کیونگ بهش تعنه زد اما غذای داغ ریخت روی ا.ت ، جونگکوک تا که صدای جیغ شنید اومد و ا.ت رو توی اون وضع دید. سریع بلندش کرد و توی بغلش گرفتش.
ا.ت گفت آقای جونگکوک لازم نیست به خودتون زحمت بدید خودم میتونم.
جونگکوک نیشخند زد و بعد صورتش رو نزدیک به آ.ت کرد..
ادامه دارد...
حمایت یادتون نره😃💕
- ۴۹۸
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط