کافه چی! در رگ ِ قلیان ِ من انگور بریز

کافه چی! در رگ ِ قلیان ِ من انگور بریز
بر سرش آتش ِ خونخاهی ِ تیمور بریز

شب ِ جشن است بگو تا همه بشکن بزنند
خرده های ِ غم و اندوه ِ دلت دور بریز

منوی ِ رقص ببر هرکسی از راه آمد
روی ِ هر تخت سه تار و دف و سنتور بریز

جای ِ نعناع و هلو طعم ِ لب ِ سیب بده
بوسه ی ِ تلخ از آن دلبر ِ مغرور بریز

قهوه ی ِ ترک تر از چشم ِ بلایش برسان
ته ِ فنجان ِ مرا فال ِ شر و شور بریز

شاه ماهی ِ پریدخت ِ قشنگی آن سوست
حجله برپا کن و بر روی ِ سرش تور بریز

چه خوش اقبالم از اینکه تو به من می خندی
به حسابم همه را خلسه ی ِ لاهور بریز

من سلیمان ِ جهانم سر ِ این قالیچه
دور تا دور ِ مرا لشکری از مور بریز

هرچه گفتم تو فقط چشم بگو، فهمیدی؟
هرچه گفتم فقط آماده ی ِ دستور بریز

آخر ِ کار که عاصی شدی از مستی ِ من
بر سرم هرچه دلت خاست تو مأمور بریز

#شهراد_میدر
دیدگاه ها (۲)

قسمت ۷

مهمونی خطرناکپارت=29ویو جونگ کوکگوشیم رو توی دستم چرخوندم و ...

**پارت ۲۷**دیدنِ اون عکس‌ها روی میز، تمامِ دنیام رو لرزوند. ...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۹**(روز بعد - کلاس درس 🏫)بکی با یک دفت...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط