{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرک توی تاکسی یک شکلات درآورد و خورد و بعد یکی دیگه و پش

پسرک توی تاکسی یک شکلات درآورد و خورد و بعد یکی دیگه و پشت بندش یکی دیگه.
مردی که کنارش نشسته بود بهش گفت : میدونستی زیادی شکلات خوردن برای دندون هات بده؟
پسرک در جوابش گفت:پدربزرگ من 135 سال عمر کرد.
مرد پرسید : یعنی بخاطر خوردن شکلات بود؟
پسرک:نه پدربزرگم همیشه سرش به کار خودش بود.
دیدگاه ها (۲)

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۶ویو راوی نورا که ن...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p49داخل سالن، یکی از نگهبان‌ها سرش رو پای...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۱ساعت شش و نیم صبح بود.کارگاه شیرینی‌پز...

فاصله یک لبخند تا جنون

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط