{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

➖ مرد گفت می توانی دری برایم بسازی؟

➖ مرد گفت می توانی دری برایم بسازی؟
➖ نجار پرسید: برای کجا؟

➖ مرد پاسخ داد: برای درب ورودی خانه ام.
➖ نجار پرسید: مگر برای درب خانه ات چه اتفاقی افتاده؟
.
.
➖ و مرد آرام گریست....
دیدگاه ها (۳)

⚜ پیامبر اکرم (ص): فاطمه پاره تن من است، هرکه او را شاد کند ...

خداوندااز بچگی به من آموختند همه را دوست بدارحال که بزرگ شده...

پر سودترین معاملهزندگی اینست کهحال خوب را جایگزینحال بد کنیم...

در هر نفسش سوز و گداز است حسین‌(ع)سرچشمه هر راز و نیاز است ح...

وقتی رسیدم سریع گفتم+چی شده اتفاقی برای مامان افتاده+چی شده ...

عقد با رئیس مافیا 𝒫𝒶𝓇𝓉 16 ساعت نزدیک هشت شب بود.ات جلوی آینه...

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط