{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی کردم و دیدم بی گمانم عشق نیست

عاشقی کردم و دیدم بی گمانم عشق نیست

با هوس قاطی شد آن ای مهربانم عشق نیست

چند روزی عاشقی کن تا بفهمی حال من

غصه ها افتاده از دوری به جانم عشق نیست

بی ستون کندن خطایی بود ،از فرهاد چون

تیشه آمد بر دل و روح روانم عشق نیست

شور شیرین برسرِ هرکس زند دیوانه است

خون شد این دل باخیالت تا بدانم عشق نیست

عشق یعنی بی هوا وابستگی با هیچ و پوچ

می نویسم تا خودم امشب بخوانم عشق نیست
سرگشته
دیدگاه ها (۱)

تا بی تو دوچشمم همه شب باز پر آب است از درد تو گفتن بخدا حرف...

عاشقی کردم و دیدم بی گمانم عشق نیستبا هوس قاطی شد آن ای مهرب...

عاشقی کردم و دیدم بی گمانم عشق نیستبا هوس قاطی شد آن ای مهرب...

تا که میخندی به چشمانم جهانم بهتر استواژه ها تصویرها حتی بیا...

#عاشقانهمی خواهم بنویسم ولی این بار از تو.از کویرِ چشم انتظا...

💔مهدی جان(عج): هر چه سلام  دارم تقدیمت می کنم...💔سلام بهانۀ ...

پارت ۵

عباس گودرزی

نصرالله عسگری شاعر دورودی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط