{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی خواهم دگر فصل خزان زرد برگردد

نمی خواهم دگر فصل خزان زرد، برگردد

برایم لحظه های تلخ و خیلی سرد، برگردد

نه اینکه سنگ دل باشم ولی هرگز نمی خواهم

به زیر چتر من شخصی که ترکم کرد، برگردد

همیشه با رفیقم شرط میبندم که نگذارم

غمِ قلیان کنار تخته های نرد، برگردد

شبیه قصه های تلخ و غمگین هدایت
بعید است این طرف ها آن «سگ ولگرد»، برگردد

شدیدا دوستش دارم، همین اندازه بیزارم

مبادا بین اشعارم بیا برگرد، برگردد...
دیدگاه ها (۱۰)

پالتو ات را بپوش و راهی شـو ، تا رسیدن به مرز تنهاییکافه ها ...

شاید تو می گویی که عاشق بودن آسان است گاهی که دنیای من از چش...

نمی دونم چرا دستام به دستای تو عادت کرد ؟!چرا برق نگاه تو به...

می روم بی خبر این بار خیالت راحت…تو بمان با دگران یار خیالت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط