{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی معلم سر کلاس به یکی از شاگردان گفت درس چوپان دروغگو

روزی معلم سر کلاس به یکی از شاگردان گفت درس چوپان دروغگو را بخوان.
بچه زد زیر گریه و گفت : نمی توانم آقا معلم!
معلم پرسید: چرا؟
بچه پاسخ داد: آقا! پدرم این صفحه را از کتابم پاره کرده.
معلم بر آشفت و جویا شد : به چه دلیل؟
پسره با لحنی لرزان گفت : آقا معلم! پدرم چوپان است. از خواندن این درس سخت خشمگین شد و رو به من گفت : من و پدرم و پدر بزرگم و بسیاری از پیامبران چوپان بودیم و هیچ پیامبری دروغگو نبوده است. اما یک نفر در ده ما پیدا شد و گفت به من رای بدهید تا برای شما مدرسه بسازم، خانه بهداشت درست کنم ، جاده کشی کنم به روستا وبه بچه هایتان شغل ایجاد کنم.
ما هم باور کردیم و به او رای دادیم و آقا شد نماینده مجلس و به هیچیک از حرف هایش هم عمل نکرد و جواب سلاممان را هم نمی دهد.
به معلمت بگو این صفحه را پاره کردم تا به جای چوپان درغگو درس جدید : " نماینده دروغگو " را تدریس کند.
دیدگاه ها (۱۳)

نخونی ضرر کردیاستادی با شاگردش از باغی میگذشت.چشمشان به یک ک...

صافن تره من الضیم مو مشتهاتی حایر شجیب الیوم لمی وخواتی

ﻳﺎ ﺍﻫﻞ ﺍﻟﻤﮕﺒﺮﻩ ﻣﺎﻋﺪﻛﻢ ﺍﺭﻗﺎﻡﻃﮓ گلبی ﻭﺍﺭﻳﺪ ﺍﺳﻤﻊ حچیکمﺗﻐﻴﺮ ﺻﻮﺗﻜ...

....

p4at the half of heaven با اومدن معلم هان گفت :" ای بابا این...

شاگرد لوس منپارت 3تهیونگ وارد اتاق شد و روی صندلی کنار کوک ن...

نگاه اول : پارت اول {6 می 2023 کره جنوبی} ویو میلا : خب سلام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط