{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانی جان دل

میدانی جان دل
همه میگویند عشق شهریار حسابی ناب بود
میگویند ای کاش کسی شبیه شهریار عاشقمان شود
فصل های سال هارا به انتظارمان بنشیند
یارفراموش کارنشود
ولی من میگویم عشقمان شبیه شاملو باشد
توباشی ،من باشم
توبخواهی من هم بخواهم
باهم فصل هاوسال هارا بگذرانیم
شهریار یک عمر تنها ویک تنه خواست، راه عاشقی را تنها رفت
ولی من این عشق رانمیخواهم
من میخواهم تواحمد باشی بیدرنگ و من یک عمر ایدا خواهم شد
بیچاره شهریارکه ثریااش اورا تنها گذاشت
دیدگاه ها (۷۹)

با تو باید عشق را با چـــه زبانی حرف زد؟اَنتِ فی قَلبی مَنیم...

شنیده بودم میشود از تهِ فنجانِ قهوهآنچه بر تو گذشته را،بیرون...

در این شهر تماما شلوغدر این همهمه ی بیدادکننده ی چشمان نمناک...

"گردنِ جمعه نیندازید" ..این درد‌هایی را که انبار کرده‌اید رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط