{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم:

گفتم:
آن چشمها را از کدام آهوی رو ب چاقو امانت گرفته ای؟
گفتی :
گواه گریه خدا داده است
بعد از آن بود ک معنی نمناکی آسمان را فهمیدم
بعد از آن بود ک ب ارتفاع علاقه ایمان آوردم
بعد از آن بود ک دست های من...
موطن تمام ترانه‌های باران شد
دیدگاه ها (۲)

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

رمان دخت من

رمان آرام باش

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

منتخب روز جمعه از....

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط