{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساعت سه نصف شب رفتم عابر بأنك پول بگيرم، مبلغ رو كه زدم ع

ساعت سه نصف شب رفتم عابر بأنك پول بگيرم، مبلغ رو كه زدم عكس يه قبر رو مانيتور ظاهر شد، امروز رفتم به رييس بانك ميگم آخه اين چه وضعشه، ميگه منظور عابر بأنك اين بوده كه ساعت سه نصف شب پول از سر قبر بابام بيارم بدم به تو!!!!! خيلي حرفش منطقی بود لامصب!!!
دیدگاه ها (۱۸)

اخرین مرحله عشق: ..........اسم اون عنو پیش من نیارین!!! :-D

طالع بينى ماه تولد بر اساس وسايل آشپزخانه:فرودين: گوشتکوب, ج...

این عزیز دل خالشه.... قربونش برم عکسمو کشیده و ازم خواسته که...

یه بار واسه یه بنده خدایی الگو شدم........کل زندگیش با خاک ی...

صحبت‌های مسئول باشگاه تورنتو درمورد تهکوک😭رفتم سر کار و سه ر...

صحبت‌های مسئول باشگاه تورنتو درمورد تهکوک😭رفتم سر کار و سه ر...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

My idol

پارت هشتم

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پارت جدید .. میگذرد ..

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط