پارت دوم فیک
پارت دوم فیک:
<باصدایی بلند و دوتر از همیشه باز هم بهت میگم دوباره و دوباره>
<قلبم تسخیر توعه>
همخونی اسویتز با من یه پایان رسید . اشک ها روی گونه تک تکشون میدخشید . سکو به پاین رفت و درحال که همه داشتن دوست تکون میدادن و خداحافظی میکردند براشون بوسه ای فرستادم . البته که لیاقت همشون از این بوسه کوچیک صدبرابر بیشتره ولی باز هم این کار رو انجام میدم چون تمام اشک های روی گونه هاشون و تمومام زیبایشون قلب من رو تسخیر کرده:)
چون اگه اونا نبودند هیچوقت به جایی که الان هستم نمیرسیدم.
ممنونم اسویتیز 🙃
شب آخرم داخل ژاپن و تموم شدن تور آسیا و بعدش بعد مدتها استراحت . یکم بعد درحالی که داخل سویت هتل داشتم تلوزیون تماشا میکردم و اتاق به صدا دراومد . فکر کردم باید جیمز باشه بادیگارد کمپانی ولی اون الان داخل محوطه داشت قدم میزد و طرفدار هارو آروم نیکر به هر حال باز هم به سمت در رفتم و باز کردم . هیچکس نبود . جز یک نامه . البته اگر نامه رو هم یک آدم حساب کنی. نامه رو برداشتم به دوطرف نگاه کردم . خالی خالی . هیچکس داخل راهرو نبود. در و قفل کردم و به داخل برگشتم .نامه رو روی میز گذاشتم و بهش خیره شدم . از طرف کی میتونه باشه؟ به هرحال بازش کردم ولی فقط یک کلمه داخل نامه با دست خطی زیبا نوشته شده بود : تو چی
میدونی؟.
من چی میدونم؟ درمورد چی ؟ چه کسی؟ این نامه از طرف کیه؟ و اصلا کی اونو جلوی در اتاق من گذاشته؟
<باصدایی بلند و دوتر از همیشه باز هم بهت میگم دوباره و دوباره>
<قلبم تسخیر توعه>
همخونی اسویتز با من یه پایان رسید . اشک ها روی گونه تک تکشون میدخشید . سکو به پاین رفت و درحال که همه داشتن دوست تکون میدادن و خداحافظی میکردند براشون بوسه ای فرستادم . البته که لیاقت همشون از این بوسه کوچیک صدبرابر بیشتره ولی باز هم این کار رو انجام میدم چون تمام اشک های روی گونه هاشون و تمومام زیبایشون قلب من رو تسخیر کرده:)
چون اگه اونا نبودند هیچوقت به جایی که الان هستم نمیرسیدم.
ممنونم اسویتیز 🙃
شب آخرم داخل ژاپن و تموم شدن تور آسیا و بعدش بعد مدتها استراحت . یکم بعد درحالی که داخل سویت هتل داشتم تلوزیون تماشا میکردم و اتاق به صدا دراومد . فکر کردم باید جیمز باشه بادیگارد کمپانی ولی اون الان داخل محوطه داشت قدم میزد و طرفدار هارو آروم نیکر به هر حال باز هم به سمت در رفتم و باز کردم . هیچکس نبود . جز یک نامه . البته اگر نامه رو هم یک آدم حساب کنی. نامه رو برداشتم به دوطرف نگاه کردم . خالی خالی . هیچکس داخل راهرو نبود. در و قفل کردم و به داخل برگشتم .نامه رو روی میز گذاشتم و بهش خیره شدم . از طرف کی میتونه باشه؟ به هرحال بازش کردم ولی فقط یک کلمه داخل نامه با دست خطی زیبا نوشته شده بود : تو چی
میدونی؟.
من چی میدونم؟ درمورد چی ؟ چه کسی؟ این نامه از طرف کیه؟ و اصلا کی اونو جلوی در اتاق من گذاشته؟
- ۳.۷k
- ۱۵ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط