{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزها میگذرند و من هر روز دنیا را بیشتر میشناسم...عاقلتر

روزها میگذرند و من هر روز دنیا را بیشتر میشناسم...عاقلتر میشوم؛محتاطتر میشوم؛دیرتر آدمها را باور میکنم..!کمتر از بدیها تعجب میکنم!بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم...روزها میگذرند ومن هر روز بیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم....
دیدگاه ها (۸)

ﺻﺪﺍ ﮐﻦ ﻣﺮﺍﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﺳﺒﺰﯾﻨﻪ ﺁﻥ ﮔﯿﺎﻩ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖﮐﻪ ...

ﺯﻣﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﺭﺩﯼ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ …ﺍﯾﻦ ﻣﺎﯾﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻫﺎ ﻋﺎﺩﺕ...

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﺷﻮﻡ ،ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻢ …ﺑﺎﺯ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ...

غـــریـب ... یعنـــی کســــی کـــــهتنـــــها پنـــاه خستـــ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــونقسمــت بیســت و دومسـوم سپتـ...

پارت ۴۸ — دیرتر از همیشهیونگی آن شب تقریباً هیچ نخوابید.فرما...

عامممم...خب هدفم از گزاشتن پست این بود که راجب احساساتم حرف ...

پارت ۲۲روز خاکسپاری شیو:یونا کجاستجینو:گفت میره دستشویی و بر...

KIM V

پارت ۲۲ — دختر خاندان چوسه روز بعد، خبر ورود خاندان چو به پا...

پارت ۲۲ — دختر خاندان چوسه روز بعد، خبر ورود خاندان چو به پا...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۶ | «روزی که مانلی خند...

My lovely neighbor part : 60

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط