{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷۲


برگشتیی

قول دادیا

اوکی باشه قول دادم

بشین اینم از عرق یکمم میوه و آبمیوه

ایول شروع
.........................

*بعد از ۱ ساعت *

من من جادوووووگرمممم {خنده }

عههه چ جالب، شروع شد

اونیکس

جانم؟

اونیکس

جانم نفسم؟

اونیکسسسسسس
تو {بغض} تو منو دوس نداری! خیلیییی خریییی{گریه بچه گونه}

من عاشقتم گریه نکن فداتشم گفتم کم بخور

اسکل !گریه میکنم؟ه من؟ ن اشک شوقه

خوبه

ولی من خیلی بدممممم{گریه}}

ن ن اصلا بیا بغلم تو اصلا بد نیستی فداتشم گریه نکن

من ب همه آسیب زدم؟ {بغض}

{گرفتمش تو بغلم اونم مثل بچه ها آروم آروم گریه میکرد}
پرنسسمم؟گریه نکن باشه؟ شاهزاده همه چیو درست میکنه تو فقط بمون بغل شاهزاده از هیچی نترس باشع؟

شاهزاده منو دوس دارع؟ چرا ب من شیر کاکائو نداد پس{بغض}

اون خیلی دوست داره هر وقتم بخوای بهت شیرکاکائو میده

اوم {بغض}
میگم!

جانم؟

نکنه شاهزاده هم منو دوس نداشته باشه و بخواد منو ول کنه؟ ها؟{بغض}

غلط کنه شاهزاده اگه پرنسسشو ول کنه ک میمیرع

واقعا؟

آرع

از کجا میدونی

میخوای از طرف شاهزاده قول بدم؟

اوم

من از طرف شاهزاده قول میدم ک هیچوقت ولت نمیکنه باشع؟

اومم

{همینجوری حرف زدو خوابش برد }
بلندش کردم و گذاشتم رو تخت بخوابِ
خودمم پیشش دراز کشیدم

شرط پارت بعدی
لایک بالای ۱۵
کامنت بالای ۲۰تا
دیدگاه ها (۲)

پارت ۷۱عشقم؟ جانم میگم امم .. چی؟ بگو چی میخواستی بگی؟؟ هی...

پارت ۷۰یکم گذشت و من همینطور تو فکر حرفای لیندا بودمیعنی من ...

پارت پنجاهو هفتمن دوسش دارم!بابام:ماری!اونکیس:ماری بیا بریم!...

پارت پنجاه پنجچی؟چی داری میگی چرت و پرت نگو رام:من سالن اصلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط