{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷۴

عشقمم؟

جونم قلبم؟

برام از کشو پاستیل میاری؟؟

باشع قلبم الان واست میارم

مرسی
امم راستی میخوام بعدازظهر ب مامانم زنگ بزنم

باشه
راستش الان باید برم بیرون ی سری کار تو شرکت پیش اومدع ب خدمتکار میگم میاد اگه چیزی لازم داشتی بم زنگ بزن و یا ب خدمتکاره بگو باشه؟

هومم

عافرین
داری پاستیل میخوری نمیخوای ب منم بدی؟

عا بیا

من پاستیل خودمو میخوام ن اونو
(تا اینو گف لبو بوس کرد و مکید ))

{اخم کوچولو}

اخمت واس چیه؟؟ میخوای با این اخمات بخورمت؟

ننننن برو
عهههه برو دیگه دیرت میشه هاااا زود باش آفرین

{نیشخند} ببینم تا کی میخوای فرار کنی !

برووو
......................

باشه من برم مواظب خودت باش باشع ؟ تا من برمیگردم حواستو جمع کنو بیرون نرو
{بوس از پیشونی}

باشه خدافظ

زنگ زدم ب مامانم ک ببینم چی میخواست بهم بگه

صدای بوق
....
الو ؟
الو مامان؟!
چرا جواب نمیده
مامان صدات نمیاد الو؟
قطع کردم و زنگ زدم ب خدمتکاره شخصی مامانم

الو

بلع خانم بفرمایین

ام زنگ زدم ب مامانم برداشت ولی صدایی نیومد مامانم کجاست؟

راستش خانم

چی چیزی شدع؟

بله خانم حالشون بد شد بردنش بیمارستان الانم تحت مراقبتن

چی!
بلافاصله گوشیو قطع کردم لباس پوشیدم و زود رفتم ک برم بیمارستان

خدمتکار:خانم ، آقا گفتند جایی نرید و قبلش باید ب ایشون اطلاع بدم

بهشون بگو رفت بیرون من عجله دارم نمیتونم منتظر ببمونم شرمندع من رفتم

خدمتکار: اخه خانمممم
نمیشه مارو بیچاره میکنهههه باید زودی زنگ بزنم هوف
هوففف چرا برنمیدارن
بیچاره شدم چ خاکی بر سر کنمم

ساعتی بعد **

مامان خوبع ک حالت اوکیه پیشت یکم میمونم

مامان م:مرسی عزیز دلم نباید توام میترسوندم ببخشید راستش ماری من.

مامان الان وقتش نیست بعدا قول میدم بیام باهم حرف بزنیم باشه؟

مامان م:باشه قندعسلم

........................

اونیکس *

از جلسه اومدم گوشیمو چک گردم ک خدمتکاره زنگ زده بود نکنه چیزی شده

زنگ زدم بهش

الو

خدمتکار: الو آقا چرا برنمیدارین

حرفتو بزن جیزی شده

خدمتکار: خانم یک ساعت پیش رفتن بیرون گفتن کار فوری دارن

چیییی مگه بهتون نگفتم مواظبش باشیددددددد
چیزیش شده باشه کشتمتون !

خدمتکار:آقا بخدا

ساکت شو !

شرط پارت بعدی
لایک بالای ۱۵
کامنت بالای ۲۵
دیدگاه ها (۳۲)

پارت ۷۵اونیکس* فوری گوشی رو قطع کردم و سریع سوار ماشین شدم ی...

پارت ۷۶رفتم جلوترزبونم انگار بند اومدع بود با صدای آرومم و ک...

پارت ۷۳ خونه ماری**بابای م: نخوابیدی؟ مامان م: بخوابم؟؟ عین ...

پارت ۷۲ برگشتیی قول دادیا اوکی باشه قول دادم بشین اینم از ...

پارت هدیهشروع کردم ب خوردنو اونیکسم نشست پشت میز و شروع کردت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط