پر گشودیم و به دیوار قفس ها خوردیم

پر گشودیم و به دیوار قفس ها خوردیم
وه که در حسرت یک بالِ پریدن مردیم...

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۶)

رقصی چنین میانه ی میدانم ارزوست....

شاید برای بزرگ شدن زود بود..شاید باید کوچک می ماندیم ؛تا 20 ...

در کوی غم تو صبر بیفرمانستدر دیده ز اشک تو بر او حرمانستدل ر...

یک روز وقتی #مدرس از مجلس به خانه بازمیگشت، عدّه‌ای از مردم ...

خسته خسته خسته از این روز و شباگشته ام در رویا و خیال هاپایا...

🌱🍒ببخش قلب عزیزم ، که پر پرت کردملباس حسرت و غم را ، به پیکر...

{یا ام المصائب..}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط