{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر کردی آسمانم بی کبوتر مانده است

دیر کردی آسمانم بی کبوتر مانده است
از کبوتر بودنم مشتی فقط پر مانده است

دوریت را خانه هر شب یاد من‌ می آورد
گوشه ای تنها نگاهم خیره بر در مانده است

عهد و پیمانی که با من بسته بودی پس چه شد
از همان عشقی که می گفتی چه دیگر مانده
است
کاش می ماندی برایم قصه می گفتی هنوز
خاطراتت تلخ و شیرین لای دفتر مانده است

جاده ام را بی مسافر کرده ای این روزها
جاده اینجا ٬ کوله بارم آنطرف تر مانده است
دیدگاه ها (۵)

, خستگی را زندگی کرده ام ، میخواهم کمی هم زندگی را خسته...

امشب دوباره با خیالت ‌غرق مهتابمدر ماه میبینم تو را بر شعر م...

ﻣﻨﻢ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻦ ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺵ ﺍﮔﺮ ﺑﺮ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﯾﻦ...

رمان :قرارداد سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط