و در اتاقا رو باز کردمیه اتاقی ته راهرو بودرفتم و د

و در اتاقا رو باز کردم...یه اتاقی ته راهرو بود...رفتم و درشو باز کردم_اوف..خالیه' خواستم در رو ببندم که نامه ای روی زمین دیدم~~~~~~
دیدگاه ها (۰)

به#ارباب_خشن [پارت³⁵]رفتم به سمت نامه و بازش کردم"{بورام...م...

#ارباب_خشن [پارت³⁶]نگاهم افتاد به جین_خوابیده بود...از دستش ...

و#ارباب_خشن [پارت³⁴]رفتم توی گالری..اوم عکسی نداشت_سطل اشغال...

مینملافه رو بیشتر به خودم فشردم'سوار ماشین شد...ماشین رو روش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط