حکایت آن مردی را شنیده اید که پیش حکیمی رفت و از غم بزرگی
حکایت آن مردی را شنیده اید که پیش حکیمی رفت و از غم بزرگی که در دل داشت میگفت، حکیم گفت :به فلان سیرک برو که آنجا دلقکی هست آنقد می خنداند که غمت را فراموش کنی، مرد لبخند تلخی زد و گفت :من همان دلقکم
- ۲۹۶
- ۲۳ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط