{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دسـت بـه “صورتـم” نـزن !

دسـت بـه “صورتـم” نـزن !
می تـرسم بیـفتـد نقـاب خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم !
و بعــدسیـل ِ اشـک هـایـم “تـــــــــــو” را بـا خـود ببــرد
و بـازمن بمانم و
تنهــــــایی …!!!
دیدگاه ها (۲)

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

«آیا کنارم خواهی ماند؟حال که روی دیگرم را دیدی، ترکم می‌کنی؟...

خداحافظ 1405/6/11بر دلخوشی من SKخدا حافظ روز ها...

چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهاییچه کسی می داند...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط