{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیه نغمه ی  چنگی ، شبیه زوزه ی باد

شبیه نغمه ی  چنگی ، شبیه زوزه ی باد

شبیه ِ قلب ِ نجیبم ، که داده ای بر باد

 

اگر چه مثل ِ قناری اسیر ِ دام ِ توأم

ولی چُنان بِسُرایم که سَر دَهی فریاد

 

ببین که ظلم ِ تو را فاش خواهم کرد

چه فکر کرده ای ای عشق ،هر چه بادا باد

 

از آن زمان که رسیدی ندیده ام آرام

شدم چو مرغ ِ اسیری به دست ِ یک صیاد

 

از این سفر به شِگِفتم مرا کجا بردی ؟؟

مگر میان ِ کویر هم ،می شود گل داد؟؟

 

ببین چگونه شکستی همه غرورم را

وفا نکردی و صبرم ببردی از بنیاد

 

چه بی مُرَوّتی ای عشق ، ای الهه ی رنج

چو موم گشته به دستت ، ولی تو چون فولاد

 

صدا زدم که رها کن مرا در این غربت

چرا جواب نیامد ؟؟ که بُرده ای از یاد

 

سکوت ِ من نه نشانه ، نه آن رضایت بود

هر آنکه لب به تو واکرد گفته از سر داد

 

به دست ِ تو چو اسیر و تو مثل ِ زندانبان

رها کنم ز جدایی ، امان بده جلاّد

 

اگر چه زخم زدی قلب ِ سرد و رنجورم

ولی به رسم ِ شما ،می بَرم تو را از یاد

 

و من چگونه بگویم چه کرده ای با ما

قلم شکست ،پَرم ریخت ،آبرو بر باد

 


# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفتجمله های واضح دل را سوال...

برای تو که تویی ؛ این منی چنین هیچ استنیا به جاده ی من جان م...

مرو بمان که دلم تنگ می شود بی تونگاه پنجره بی رنگ می شود بی ...

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده امتو تصوّر می کنی چوبِ خدا...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط