{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای تو که تویی ؛ این منی چنین هیچ است

برای تو که تویی ؛ این منی چنین هیچ است

نیا به جاده ی من جان من که پر پیچ است

نیا به جاده ی این جان ِ زخمی و خسته

تو آسمان ِ منی ؛ من ولی پَرم بسته

نشو پرنده ی خوبم به این قفس دربند

منم اسیر ِ قفس ؛ بی نگاه ؛ بی لبخند

گلم ! نگاه ِ تو آبی ست ؛ پاک ؛ پر رؤیا

من آن کویر ِ سرابی تو در بَرم دریا

به ماهیان ِ بلورین ِ آبی ِ لبهات

به دست های ِ نوازشگرانه ، بی همتات

بگو که قسمت شان نیست این تن ِ پُر درد

به جاده ای که از آن آمدی ؛ گلم برگرد

برو به سوی غزلواره ی گل و شبنم

که زخمی ام من و زخمی نمی شود مرهم

 که زخمی ِ غزلم من به جای جای تنم

تو ماهتاب ِ منی ؛ هیچ ِ هیچ ِ هیچ ؛ مـنــــم

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

عاشقم،اهل همین کوچه ی بن بست کـناریکه تو از پنجره اش پای به ...

از آن زمان که آرزو ، چو نقشی از سراب شدتمام جستجوی دل ، سوال...

ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفتجمله های واضح دل را سوال...

شبیه نغمه ی  چنگی ، شبیه زوزه ی بادشبیه ِ قلب ِ نجیبم ، که د...

#عید_غدیر#هجده_ذی_الجه#فقط_حیدر_امیر_المومنین_استشکر ایزد که...

هم اتاقی قدیمی- پارت -۱۰ ایزاوا که حال از تمام کلاس A پرسش ک...

part4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط